سپیدرود صدرنشین فلسفی!

فرشاد کاس نژاد ، حرف زدن از تغییر فلسفه بازی در لیگ ایران به یک گزافه گویی شباهت دارد. فوتبال ایران هنوز به مرحله ای از نمایش فنی نرسیده که اسم تغییراتش در بازی را بتوانیم تغییر در فلسفه بازی بدانیم.

سپیدرود صدرنشین فلسفی!

به گزارش خبرنگاران ، فرشاد کاس نژاد ، سپیدرود آخرین تیم لیگ برتر در جدول است اما در سخن وری درباره فلسفه فوتبال صدر جدول نشسته. قعرنشین لیگ برتر با 3 گل زده و 18 گل خورده در 10 بازی درباره فلسفه هجومی در فوتبال حرف می زند و این جالب ترین طنز لیگ برتر است. علیرضا امامی فر، دستیار علی کریمی در سپیدرود که به دلیل کافی نبودن مدارک مربیگری کریمی برای سرمربیگری در لیگ برتر، در کنفرانس های خبری حضور پیدا می نماید، پس از شکست مقابل تراکتورسازی گفت: فلسفه بازی کریمی بازی دفاعی نیست و بازیکنان تیم به خوبی این فلسفه را فهمیده اند و براساس آن حرکت نموده و تمرین داشته اند. امروز هم کوشش خود را کردند. امامی فر اما هنوز نمی داند که انگشت شمار مربیانی را می توان در فوتبال صاحب فلسفه دانست و فوتبال با دو فلسفه دفاعی و هجومی بازی نمی گردد، بلکه فلسفه بازی مسئله عمیق تر و جدی تری است که در اندیشه مربیگری به این سادگی از هم متمایز نمی گردد. وقتی یک مربی می گوید فلسفه ما دفاعی نیست و تیمش در قعر جدول است و فقط 3 گل زده و 3 امتیاز از 10 بازی دارد، یعنی نه خود می داند فلسفه فوتبالش چیست و نه می تواند به بازیکنانش چیزی را منتقل کند. سپیدرود با همین فلسفه خیالی اش که آثار عینی ندارد و فقط در تخیلات شکل گرفته، در همین بازی آخرش به لطف واکنش های دروازه بانش از پذیرفتن گل های بیشتر نجات یافت و اگرچه تفاوت فنی عمیق تراکتورسازی و سپیدرود قابل درک است اما وقتی امامی فر از نداشتن فلسفه دفاعی حرف می زند، چاره ای نمی ماند جز اینکه به او یادآوری گردد از بنیان نگاهش به ماجرا دچار اغلاط است. تیم مربیگری سپیدرود نشان می دهد که برای یک کار جدی و نتیجه بخش باید بسیار بیشتر مربیگری را تمرین نمایند تا دچار همین تخیل که فلسفه فوتبال شان دفاعی نیست، نباشند. فوتبال اینقدر بازی ساده ای نیست که در حرف برایش فلسفه انتخاب کنیم و بعد طبق آن تیم را اداره فنی کنیم. 18 گل در 10 بازی خوردن و از نداشتن فلسفه دفاعی حرف زدن، بیشتر یک خودزنی است تا ادعای فلسفه داشتن. علیرضا امامی فر باید بداند که حرف زدن در کنفرانس خبری به اندازه مربیگری روی نیمکت اهمیت دارد. مربی در کنفرانس هم تیمش را اداره می نماید و به تیمش آموزش می دهد. فلسفه ای هم اگر در کار باشد، حرف زدن درباره آن در این وضعیت سپیدرود بی معناست. تیمی که در قعر جدول است، درباره نداشتن فلسفه دفاعی حرف نمی زند. برای امامی فر از برانکو ایوانکوویچ هدیه ای داریم. برانکو این حرف ها را در مصاحبه چند ماه پیش با ایران ورزشی گفته بود: نه فقط در ایران، بلکه حضور مربیان خارجی در هر کشوری اهمیت و تاثیر بالایی دارد. خارجی هایی که به فوتبال انگلیس رفتند مثل ونگر، مورینیو، گواردیولا، مانچینی و خیلی های دیگر، فلسفه فوتبال این کشور را از یک بازی کلاسیک اروپایی که بلند بزن زیرش و ارسال توپ های هوایی بود، تغییر دادند و الان ما زیباترین فوتبال را از تیم های انگلیسی می بینیم. تبادل ایده ها و دانش و تجارب همیشه خوب است و فکر می کنم من و همکارانم در این مدت تغییراتی در فوتبال ایران ایجاد نموده ایم. برای همین است که الان می بینیم خیلی از باشگاه ها دارند فلسفه بازی شان را تغییر می دهند. فکر می کنم حضور و نقش من اتفاق خوبی برای پرسپولیس و فوتبال ایران بوده و از این بابت واقعا خوشحالم. در فوتبال ایران اما شاید فقط پرسپولیس می تواند فرصت حرف زدن درباره فلسفه بازی اش را داشته باشد. واقعیت این است که فقط پرسپولیس در چند فصل اخیر ثبات مدیریتی و بنیه مالی اش در اندازه ای بوده که سرمربی اش بتواند چنین خواب هایی برای تیمش ببیند. برانکو اغراق می نماید که از تغییر فلسفه بازی در تیم های لیگ برتر ایران حرف می زند. حرف زدن از تغییر فلسفه بازی در لیگ ایران به یک گزافه گویی شباهت دارد. فوتبال ایران هنوز به مرحله ای از نمایش فنی نرسیده که اسم تغییراتش در شکل بازی را بتوانیم تغییر در فلسفه بازی بدانیم. حتی وینفرد شفر در استقلال هنوز ردپایی از تغییرات که نامش تغییر فلسفه بازی باشد به جا نگذاشته، اگرچه امیدهایی را فارغ از انتقاداتی که به چینش و تغییراتش در حین بازی وارد است، برای تغییراتی در این اندازه زنده نموده باشد. کارلوس کی روش پس از سالها کار در ایران فلسفه خود را در تیم ملی اجرا می نماید و هنوز خیلی زود است که علی کریمی و همکارانش در سپیدرود درباره فلسفه بازی در تیم شان حرف بزنند و اینچنین ناشیانه فوتبال را به دو فلسفه هجومی و دفاعی تقسیم نمایند و در قعر جدول با فلسفه هجومی 3 گل زده در 10 بازی را ثبت نمایند. در سپیدرود اما فارغ از این حرف ها که از دلش برای تیم امتیاز و بقا در لیگ درنمی آید، مسائل مهم تری وجود دارد. یکی از مهم ترین چالش های سپیدرود مسئله نظارت و کنترل کیفیت مربیگری در سپیدرود است. این باشگاه ساختار مدیریت واقعی ندارد و علی کریمی تصمیم گیرنده اصلی باشگاه است. در چنین شرایطی چگونه مسائل تیم و نتایج تیم مورد نقد و آنالیز قرار می گیرد و چه کسانی در سپیدرود تصمیم گیرنده هستند؟ اگر نتایج سپیدرود همینطور ادامه یافت و این تیم در پروژه نجات از قعر جدول نتوانست موفق باشد، چه کسی برای اتخاذ تصمیمات جدید مسئولیت دارد؟ آیا علی کریمی خودش درباره خودش تصمیم خواهد گرفت؟ این چالش اصلی سپیدرود در آینده نزدیک خواهد بود. مورد علی کریمی و سپیدرود یک موقعیت نادر در لیگ برتر است که سرمربی تصمیم گیرنده اصلی در باشگاه باشد و باشگاه ساختار واقعی و شفافی از مدیریت را معرفی نکند. این موقعیت می تواند خطری برای سپیدرود باشد. شاید بگوییم مدیران پیشین در سپیدرود چه تاجی بر سر این زده اند و ظاهرا حرف بیراهی هم نزده ایم، اما اینکه از اساس سرمربی، باشگاه را مدیریت کند، خود می تواند بحران هایی بسازد و تصمیم گیری های لازم را تحت تاثیر قرار دهد. 9

منبع: ایران ورزشی
انتشار: بروزرسانی: 15 اسفند 1397 شناسه مطلب: 86

به "سپیدرود صدرنشین فلسفی!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "سپیدرود صدرنشین فلسفی!"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید